خبرگزاری مهر: 12/7/84 خبرنگار ما در گفتوگوی مشروحی با حجتالاسلام والمسلمین علیاكبر رشاد استاد حوزه و دانشگاه، نظرات ایشان را درباره رؤیت هلال و طرق احراز طلوع هلال جویا شد. آنچه در پی میآید شرح كامل این گفتوگو است و پیشاپیش از بذل محبت صمیمانه ایشان در پذیرش مصاحبه سپاسگزاریم. حجتالاسلام والمسلمین رشاد در پاسخ به سوال خبرنگار ما مبنی بر این كه رؤیت هلال ماه از چه مقولهای است و آیا «موضوع» است یا «حكم»؟: گفت: رؤیت هلال موضوع است. موضوعات دارای حكم شرعی، سه نوعاند: 1. موضوعات شرعیه كه تشخیص آنها به عهده فقیه است، 2. موضوعات علمیه كه تشخیص آن برحسب مورد، كار متخصصان علم مربوط است، 3. موضوعات عرفیه كه مرجع تشخیص آن تلقی عرف است. همینجا تذكر بدهم كه تقسیم پیشنهادی ما، غیر از تقسیم مشهور و متعارف است؛ تقسیم مشهور تفكیك موضوعات به دو دسته شرعی و عرفی است. موضوعات شرعیه آن دسته از موضوعات احكاماند كه شارع آن را جعل كرده است و اگر شارع اختراع و جعل نكرده بود انسانها بدان تفطن نداشتند مانند صلاهًْ یا صوم كه دو اصطلاحاند و از آنها دو معنای خاصی مراد میشود و احكامی بر آنها بار میگردد؛ صلاهًْ در لغت به معنای دعاست، ولی شارع این كلمه را در معنای مناسك مخصوصی به كار برده كه اگر وضع و كاربرد خاص شارع نمیبود و به نحوی از انحاء این كاربرد احراز نمیشد و معلوم نمیشد مثلاً شارع از كلمه صلاهًْ چه اراده كرده، دیگران معنای مورد تلقی او را از كلمه صلاه نمیتوانستند فهم كنند. ما بحثهایی در اصول فقه داریم تحت عنوان ثبوت یا عدم ثبوت حقیقت شرعیه (بحث صحیحی و اعمی) كه به همین مبحث ما مربوط میشود كه نكات فنی دارد كه در مجال مصاحبه قابل طرح نیست. به هر حال بعضی موضوعات را شارع جعل و اختراع كرده او تلقی خاصی از آن دارد و احكامی را نیز بر این معنا و تلقی حمل كرده است.
موضوعات عرفیه هم موضوعاتی است كه شارع تصرف در آن نكرده بلكه عرف و عامه آن را جعل كردهاند و شارع نیز احكامی را بر موضوع با همان تلقی عرفیاش بار كرده است. مثلا وقتی از عموم مردم بپرسند كه بیع یعنی چه، اغلب توضیحی مشابه ارائه میدهند. شارع هم بیع را با همان تلقی عرف، تحلیل و ربا را تحریم نموده، پس موضوعات عرفیه، موضوعاتی هستند كه شرع در شكلگیری و تعریف آن نقشی ندارد و موضوعاتی است كه مردم با آن سروكار دارند و اغلب آن را میفهمند و شارع حكم یا احكامی را بر آنها حمل كرده است.
موضوعات علمیه را ما به آن موضوعاتی اطلاق میكنیم كه برای تشخیص آن خبر ویت و تخصصی خاص لازم است و شناخت آن نه شان شارع است و نه كار عرف. مرجع تشخیص موضوعات شرعیه شرع است و مرجع تشخیص موضوعات عرفیه عرف است و مرجع تشخیص موضوعات علمیه هم طبعا خبرگان و اهل تخصص علم آن موضوع هستند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: موضوعات شرعیه نیز به دو گروه تقسیم میشوند:
1ـ موضوعات عادیه و اضحه یا مصرحه كه تشخیص آنها نیازمند نظر و اجتهاد نیست، هر كسی میتواند با مراجعه به متون دینی و بدون اینكه از قدرت اجتهاد برخوردار باشد موضوع را بفهمد؛
2ـ موضوعات شرعیه دقیقه و مستنبطه، این گروه چنان است كه كسی نمیتواند بدون نظر و اجتهاد آن را تشخیص دهد. در نتیجه تشخیص این گروه از موضوعات شرعیه صرفاً بر عهده مجتهد است. موضوعات عرفیه هم میتواند بر دو گروه تقسیم شود: 1ـ عرفیه عادیه: كه همه قادر به تشخیص آنند؛ 2ـ عرفیه دقیقه: موضوعاتی كه به رغم اینكه عرفیه هستند پیچیدهاند و تشخیص آنها نیاز به دقت و تأمل فنی دارد و این گروه یا در حیطه تشخیص فقیه قرار میگیرد، زیرا تعیین حدود دقیق پارهای از موضوعات عرفیه با كشف احكام آن ممكن است. و گاه در حیطه تخصص یك متخصص خاص است؛ مانند اینكه برخی موضوعات عرفی را جامعهشناسان و مردمشناسان میتوانند تشخیص دهند كه در باور مردم چیست و چه معنایی دارد و در این صورت این گروه دوم از دسته موضوعات عرفیه چه بسا ملحق به موضوعات علمیه شود. به جهت اینكه تشخیص آنها نیازمند به یك سلسله تحلیلها و دقتهای علمی است.
وی در ادامه درباره مسئله رؤیت هلال و احراز حلول ماه گفت: رؤیت یا احراز حلول هلال حكم نیست، اظهار داشت: احراز طلوع ماه از موضوعات عرفیه است و تشخیص آن از هر كسی بر میآید هرچند در شرع بعضی احكام و شرایطی برای آن ذكر شده اما نفس احراز طلوع آنچنان نیست كه نیازمند تخصص فقهی یا علمی باشد و یك فرد شخصاً نیز میتواند برود بالای بام خانهاش و به جستجوی هلال بپردازد و طلوع هلال را رؤیت كند، رؤیت هلال یك موضوع عادی است و نیاز به اجتهاد ندارد. اگر شخصی هلال شوال را رؤیت كرد برای شخص او این موضوع ثابت شده و میتواند و بلكه باید فردای آن افطار نماید و نمیتواند روزه بگیرد. البته شارع علاوه بر راههای عرفی و عقلایی راههای خاصی را مانند بینه شرعیه برای احراز هلال تعیین فرموده است.
این استاد حوزه درباره راهها و روشهایی كه برای احراز حلول هلال باید منظور داشت گفت: روشهای ثبوت رمضان یا فطر به دو گروه كلی تقسیم میشود. راههای علمآور و راههایی شرعی كه شرع آن را جعل نموده و احیاناً علم آور نیست اما حجت است و ما موظف به تبعیت از آن هستیم. 1ـ یكی از راههای علمآور رؤیت فردی است و روایاتی كه رؤیت شخصی را مطرح كرده است در حد متواتر است. مانند «فَاِذا رَأیْتَ الهلالَ فَصُم وَ اِذا رَأیْتَه فَافطِر». تعدادی از این روایات كه برخی از آنها صحیحه نیز هستند در وسایلالشیعه ابواب احكام شهر رمضان، مذكور است. صاحب جواهر ادعای عدم خلاف در شیعه كرده كه اگر از طریق رؤیت هلال حلول رمضان بر فرد ثابت شد حتی در صورت انكار دیگران بر او به تنهایی صوم واجب میشود؛ برخی فقهای عامه گفتهاند: صوم و فطر منفرد جائز نیست بلكه صوم و فطر فقط با جماعتی از مردم مجاز است. 2ـ راه دوم تواتر است: این كه افراد فراوانی از رؤیت شدن هلال ماه خبر دهند كه انسان احتمال تبانی ندهد. 3ـ راه دیگر شیاع مفید علم است یعنی آنچنان خبر رؤیت هلال ماه میان مردم شایع باشد كه از آن علم بر ثبوت رؤیت حاصل شود و هر فرد عاقلی از كثرت شیاع خبر به حالت یقین دست پیدا كند. از اینرو چه بسا بتوان گفت كه هر روش و طریق معقولی كه علمآور باشد حجت است و در نتیجه اگر كسی با اعتماد به قول اصحاب علم نجوم، علم به حلول حاصل كند ولااقل در مورد حلول هلال معین ـ در صورتی كه مطلق محاسبات علمی حجت نباشد ـ رمضان یا فطر بر او ثابت است. یعنی حتی اگر مطلق طریق علم را حجت ندانیم اما از آن جهت كه نظر علمای فن ایجاد علم در انسان كرده و لااقل دربارهی مورد خاص (مثلاً ماه معین) موضوع برای فرد ثابت میشود. البته این پیشنهاد بنده نیازمند كار علمی بیشتری است. 4ـ راه چهارم گذشت سیروز از هلال ماه قبل است. وقتی رؤیت هلال شعبان شده و سیروز از آن گذشته یا رؤیت هلال رمضان شد و اكنون سیروز از آن گذشته دیگر نیاز به رؤیت هلال شوال نیست. زیرا ماه قمری سیویك روز نمیشود. 5ـ طریق پنجم: قیام بینه است؛ این كه اگر دو عادل شهادت دهند كه ما ماه را رؤیت كردیم، اختلاف در خصوصیات نداشته باشند، شهادت آنها معارض با شهادت دو شاهد عادل دیگر نباشد، طلوع هلال ماه محرز تلقی میگردد.
وی درباره روش حكم حاكم شرع كه یكی دیگر از طرق لزوم افطار و اثبات عید است تصریح كرد: اگر حاكم شرع كه مصداق اتم آن امام معصوم(ع) و ولیامر مسلمین است اعلام كرد كه فردا عید است و مومنین افطار كنند در اینصورت بر مسلمین اطاعت از حكم او فرض است و در این امر عامی و عالم و مقلد و مجتهد حكم واحد دارند. احكام تقسیمات مختلفی دارد كه یكی از آنها تقسیم حكم به عادی و حكومتی است. بعضی از احكام هویت سیاسی و حكومتی دارند، غیر حاكم نباید در آنها دخالت كند؛ هر چند برخی از این امور، عبادی نیز میباشند اما به دلیل اینكه وجه سیاسی و حكومتی نیز دارند مانند نمازجمعه و حج، زمامش در ید حاكم است؛ نمازجمعه عبادت است اما به نحوی با حكومت دینی مرتبط است و لهذا امامجمعه را حاكم انتخاب و نصب میكند و در خطبهها لزوماً باید مسائل امت و اجتماع مسلمانان مطرح شود؛ از امامان و حاكمان ـ البته عادل ـ یاد و تجلیل شود، به همین جهت بین شیعه و سنی پذیرفته شده كه این موضوع به نحوی با امر حكومت مرتبط است. مسئله عید فطر و عید قربان هم كمابیش همین خصلت را دارد خصوصا عید فطر؛ در واقع عید فطر یك مسئله شرعی و دینی عادی نیست. بلكه از مسائل سیاسی و حكومتی نیز محسوب میشود. لهذا از مناصب و شؤون ولیامر است كه عید را اعلام كند.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه گفتگو متذكر شد: ثبوت رؤیت هلال ماه نزد حاكم و حكم حاكم بر افطار مسلمین از جمله مسائلی است كه در روایات فراوان آمده است و در فقه ما نیز فقهای عظام به خوبی بدان پرداختهاند. در وسایلالشیعه، باب شش از ابواب احكام شهر رمضان، خبر صحیح محمدبنقیس از امام باقر(ع) آمده است كه میفرماید كه: «اِذا شَهِد عِند الامامِ شاهدان اَنّهماَ رَویاَْ الهلالَ منذُ ثلاثین یوماً اَمَرَ الامامُ بِافطارِ ذلكَ الْیَوم اِذا كانا شُهَدا قَبل زِوال الشَمْس، اِن شهدا بعد زوال الشمس امر الامامِ بِافطار ذلك الیَوْم و اخّر الصلاهًْ الی الغَد فصلی بهم». امثال این روایت نشان میدهد كه حكم به برگزاری عید فطر مربوط به امام مسلمین است. منظور از امام اینجا امام به معنای كلامی آن نیست و لهذا مصداق آن منحصر به امام معصوم نیست.
وی در پاسخ به این پرسش كه در چنین موقعی كه حاكم شرع اعلام عیدفطر میكند، تكلیف كسانی كه از غیر فقه حاكم تقلید میكنند چیست؟ اظهار داشت قبلاً گفتیم موضوع ثبوت رؤیت هلال یك موضوع عرفی و عادی است تقلید بردار نیست اما احكامی كه بر آن مترتب است احكام شرعی است و اگر حاكم شرع حكم به افطار كرد و عیدفطر را اعلام نمود بر همه مسلمانان حتی مجتهدین تبعیت از این حكم واجب است و در عرض حكم حاكم شرع كس دیگری نمیتواند حكم صادر نماید. به جهت اینكه در یك جامعه و نظام، حاكم شرع یكی بیش نیست و وقتی معتقدیم كه اسلام دینی است دارای بعد سیاسی و پذیرفتیم كه در نظام حكومتی اسلام ولی امر منزلت و شئون خاصی دارد طبعاً باید به لوازم آن هم تن در دهیم.
وی درباره مخالفت با حكم حاكم شرع گفت: اگر در عرض حكم حاكم شرع حكم دیگری صادر شود ناامنی و هرج و مرج واختلال نظام لازم میآید، موجب سرگشتگی و تحیر مردم میشود و دیگران درباره اسلام و مسلمانان قضاوت نادرستی میكنند، میگویند این چه دینی است و چه نظام حقوقی و فقهی و چه سیستم حكومتی است كه در یك چنین موضوع مهم و روشنی، قادر به حل مسئله نیست و رهبران آن نمیتوانند به توافق رسند و نظر مشخصی اعلام كنند؟ لهذا دخالت دیگران و ایجاد اختلاف، موجب وهن اسلام و مسلمانهاست. احكام حكومتی فراتر از تقلید است اگر حكمی از سوی حاكم شرع صادر شد بر همه بلااستثناء اطاعت آن واجب است. حتی اگر كسی تشخیص داد كه حاكم در یك حكم یا تشخیص موضوع ـ هر چند براساس فتوایش ـ خطا كرده است. فقط خود او بدون معارضت میتواند به تشخیص خود عمل كند. مثلاً حاكم گفته رؤیت هلال شد و عید فطر را اعلام داشت و كسی به خطای حاكم پی برد نمیتواند با نظر حاكم مخالفت علنی بكند، و نظر این فرد نمیتواند درباره دیگران تسری پیدا كند و دیكران اگر احراز نكنند و علم تحصیل نكنند نمیتوانند به صورت تقلیدی به احراز او ترتیب اثر دهند.
در اسلام بسیاری از موارد وجود دارد كه تقلیدی نیست: اصول دین، ضروری دین، مصرحات و منصوصات، مبادی استنباط، تقلیدی نیست و در ضروریات فقهی نیز تقلید معنایی ندارد، بهطور مثال وجوب صلاه احتیاجی به تقلید ندارد، موضوعات عرفیه و علمیه نیز جای تقلید نیست؛ فقط در احكام فرعیه و عملیه و موضوعات مخترعه شرعیه دقیقه كه احتیاج به نظر و اجتهاد است باید تقلید كرد.
حجتالاسلام والمسلمین رشاد درخصوص این كه حاكم شرع كیست و آیا هر مجتهدی حاكم شرع است گفت: حاكم همان ولی امر بالفعل است. و طبعا «صلاحیت» با «فعلیت» متفاوت است. ممكن است مجتهدین متعددی وجود داشته باشند كه از صلاحیت عهدهداری ولایت امر مسلمین برخوردار باشند اما به محض اینكه به طریق مشروع و مقبول كسی ولایت امر مسلمانان را به عهده گرفت كسی در عرض او بالفعل حق ولایت ندارد. امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هر دو امام معصوم هستند، اما تا وقتی كه امام حسن(ع) حضور دارد ولایت تشریعی منحصراً بر عهده ایشان است و امام حسین(ع) هم مانند آحاد امت تابع اوست و بعد از شهادت امام حسن(ع)، امام حسین(ع) عهدهدار ولایت میشود. شان حاكم شرع و ولایت چیزی است، شان اجتهاد و فقاهت چیزی دیگر. هر یك در جای خود محترم و عزیزاند. این لازم است تصریح و تأكید كنم كه مبادا كسی از این مطلبی كه عرض شد دچار بدفهمی شود. همه فقهای ما هر چند عهدهدار ولایت امر نباشند در امور امت و اسلام نقش و شان عظیمی دارند، مراجع عظام سنگربانان تفكر دینی و دیانت مردماند؛ همواره نگاهبانان و نگاهداران استقلال كشور بوده و هستند و امروز نیز مراجع عظام تقلید ـ متعالله المسلمین ببقائهم ـ بالاتفاق پشتیبان نظام دینی و حامی و همراه رهبریاند كه محور وحدت ملت و اسطوانه امت است.
استاد رشاد، در پاسخ به این پرسش كه آیا رؤیت هلال در افق یك كشور، برای دیگر كشورها حجت است؟ گفت: رؤیت هلال در افق بلاد متقارب و متحدهًْ المطالع(هم افق) موجب ثبوت حلول ماه برای همه اهالی آن بلاد میباشد اما به دلیل كروی بودن زمین رؤیت در یك سرزمین، نمیتواند موجب ثبوت در همه سرزمینها (بلاد مختلف المطالع و ناهمافق) گردد.